السلمي
318
مجموعة آثار السلمي
به نبيّه ) ؛ وسپس پيغمبر ( ص ) أدب خود را به صحابه منتقل كرد ( 5 ) ورفتار وسلوك صحابه نيز سرمشقى شد كه همهء مسلمانان مىبايست از آن پيروى كنند . صوفيه نيز وفادارانه از أدب پيغمبر ( ص ) وصحابهء أو تبعيت مىكنند ؛ در واقع رابطهء ميان مريد وشيخ همانند رابطهايست كه صحابه با پيغمبر ( ص ) داشتند . « 28 » سلمى براي نشان دادن اهميّت أدب به صوفيه سخنان پارهاى از مشايخ متقدم را نقل مىكند . از نظر اين مشايخ كسب أدب بمراتب مهمتر وپسنديدهتر از تحصيل علم « 29 » ورياضت كشيدنهاى ممتد است « 30 » ؛ ومىگويد كه هر نوع بىادبى به نقصان در ايمان مىانجامد « 31 » . متن جوامع ( ذي المقدمة ) مشتمل بر 163 فصل كوتاه است كه هر يك با عبارت « ومن آدابهم » آغاز مىشود . معمولا در هر فصل آية يا آيههائى از قرآن ، حديث ، وسخنان مشايخ صوفيه نقل شده تا أدب مورد نظر را توجيه وتبيين كند . در جوامع ، جمعا 26 آية از قرآن ، 19 حديث ، بيش از 250 جمله از سخنان صوفيه ، ودر چهار مورد ابياتى نقل شده است . طول فصول متفاوت است . در ترتيب مطالب نيز از نظم خاصي پيروى نشده « 32 » ، مگر در چند مورد كه مؤلف يك موضوع را در چند فصول متوالى مورد بحث قرار داده ( مثلا فصول 3 - 52 ، 9 - 47 ، 8 - 106 ) يا كلمات منقول از يك شخص را با هم جمع كرده ، مانند كلمات سرى السقطي ( 99 - 88 ) ، بشر الحافي ( 6 - 132 ) وحلّاج ( 6 - 155 و 7 - 83 ) « 33 » .
--> ( 28 ) . بنگريد به جوامع ، 110 ( در ضمن سخن أبو عمر الدمشقي ) . ونيز رجوع كنيد به عوارف المعارف عمر بن محمد سهروردى ( قاهره ، 1326 ، در حاشيهء احياء علوم الدين ) ، باب 4 ، ص 3 - 62 ، با اشاره به آيهء 49 / 2 . ( 29 ) . بنگريد به جوامع ، 7 ( در ضمن سخن شريك بن عبد الله النخعي ) . نظير اين معنى به عبد الله بن عبد الرحمن بن مبارك ( ف 181 / 797 ) نسبت داده شده است : « نحن إلى القليل من الأدب أحوج منّا إلى كثير من العلم » ( اللّمع ، همان جا ؛ رساله قشيريه ، قاهره ، 1948 ، ص 124 ؛ عوارف المعارف سهروردى ، باب 3 ، ص 101 ) . ( 30 ) . « الأدب في العباد أحسن واشرف من طول الظماء في الهواجر ودوام السهر في الليالي . » ( جوامع ، 7 ، در سخن أبو عبيد النسوي ) . ( 31 ) . بنگريد به جوامع ، 7 ( در سخن تسترى ) . مقايسه كنيد با سخن الجلاحلى البصري : « فمن لا أدب له لا شريعة له ولا ايمان ولا توحيد ( اللمع ، ص 143 ، قشيرى 128 ، عوارف ، باب 3 ، ص 88 ) . ( 32 ) . از اين رو جاى تعجب نيست كه مىبينيم كه ترتيب فصول در نسخههاى خطى متفاوت است . ( 33 ) . جملهاى كه در 88 نقل شده است منسوب است به أبو منصور ( نه به حسين بن منصور كه نام حلاج است ) . امّا ماسينيون ( در Essai ، ص 428 ) گمان كرده است كه « أبو » در اينجا تحريف « ابن » است ولذا اين سخن را أصلا از حلاج پنداشته است .